ساعت ۸ صبح یکشنبه ۳۰ اردیبهشته، دلم گرفته، سرم پر از فکرهای جور و واجور و اغلب ناخوشایند.. حالت آدمهای بلاتکلیف رو دارم و خیلی بده که ندونی چی میشه و چی پیش میاد.. و ندونی تو چقدر نقش داری و کجا ایستادی.. بارون هم داره میباره و اونهم مزید بر علت شده که حال منم بارونی باشه.. دلم میخواست الان یه جای دور بودم یا کنار دریا... دلم آرامش میخواد ، آرامش مداوم نه سطحی و مقطعی.. نمیدونم، فقط میدونم حالم خوب نیست.
تشکر از نظر مهربانانه شما خانوم از پست های طولانی خوشت میآد پس برو که بریم ...........