وای چقدر هوا ابری و باحاله. ولی نمیدونم من چرا انقدر گرممه. دارم گر می گیرم. دوست داشتم کنار دریا بودم و باد میومد و سردم میشد. حالم خوب نیست
پ.ن. دیروز رفتم فیلم هوو رو دیدم، با اینکه به خودم قول داده بودم دیگه فیلمهای داوود نژاد رو نبینم ولی نمیدونم چرا خر شدم دوباره. افتضاح بود.. به قول یکی از دوستان محفل خانوادگی بود و دست هر کی رو که میتونست از خاله، عمه، خواهر، برادر،عمو، مادربزرگ و ... گرفته بود آورده بود تو .. احتمالا دم در هم چند تا تعارف زده بود نکنه کسی رودرواسی کنه و نیاد.. مثل همه فیلمهای دیگه که راجع به هوو و ازین جنجالهای خاله زنکی ان اینم ملغمه ای از همه این دعواها و لوس بازیها بود.. خوب بسه دیگه اصلا ارزششو نداره که اینهمه راجع بهش بنویسم . فقط خواستم بگم نکنه شما هم مثل من خ.. بشینا.
جدیدن به این نتیجه رسیدم که خودم هم نمیدونم چی میخوام و تکلیفم با خودم معلوم نیست. یه وقتهایی میمیرم واسه اینکه یه حرفی رو از دهن یه کسی بشنوم ولی نمیشنوم ولی یه وقته دیگه که میشنوم حالا شاید هم از یکی دیگه اصلا برام خوشایند نیست. یه وقتایی چقدر یه کاری برام جذابیت داره و یه وقت دیگه اصلا حوصلشو ندارم. یه وقتایی دلم واسه یه چیزایی تنگ میشه و هوسشون رو میکنم ولی یه وقتایی که دارمشون نمیخوامشون. نمیدونم این حسهای عجیب و غریب دلیل خاصی داره یا من خیلی عجیبم یا عجیب شدم. ولی هرچی که هست یه وقتایی واسم جالبه ولی یه وقتای دیگه اصلا حوصله این عجایب رو ندارم و میخوام ساده باشم و همه چی ساده و معمولی بگذره.
دلم هیجان میخواد نه از نوع معمولی ، یه هیجان خارق العاده. یه چیزی که حسابی بهم انرژی بده ولی نمیدونم چی
دیشب که رفتم تو رختخواب با اینکه داشتم از خستگی و خواب میمردم و چشمام باز نمیموند ولی یهو دلم خواست که تو قاب یه پنجره باشم و بتونم هر دو طرفم رو ببینم ، نمیدونم چرا ولی فکر کردم چجوری میشه زیبایی رو دو طرفه دید.. البته هنوز به جوابی نرسیدم
یه چیز دیگه که دیشب بهش رسیدم و برام جالب بود این بود که چه خوبه که احساسات بعضی آدمها رو اصلا نمیشه از رفتارها و حرفهاشون فهمید ولی وقتی که خودشون میگن حسابی تعجب میکنی و سورپرایز میشی.. آخه من عاشق اینم که غافلگیر بشم ... تو همه چی... کیف داره که نفهمی و ندونی قراره چی بشه و یهو تو موقعیتش قرار بگیری . مگه نه؟